سلفی و وهابی
بررسي عقاید سلفي ها و وهابي ها در آیینه اسناد
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
بسم الله الرحمن الرحیم

سوال) بعضی در مورد علم غیب آنحضرت(ص) می گویند: مفهوم مطلع بودن از اخبار وانباء غیب، غیر از مفهوم علم غیب وعالم الغیب می باشد ومیان آن هر دو فرق میان زمین وآسمان است.

یعنی از «غیب اطلاع داشتن» چیزی است و «علم غیب چیز دیگر» این هردو باهم یکدیگر فرق دارند. پس اگر کسی بگوید پیامبر(ص) علم غیب می دانست آنکس کافر ومشرک است و همچنین اگرکسی انکار کند وبگوید پیامبر(ص) از خبرهای غیب اطلاع نداشت او ملحد وزندیق است. یعنی اول را قبول کند ولی دوم را قبول نکند. ومی گویند واقعیت این مسئله همین است بریلوی ها علم ندارند، سوء استفاده کرده «اطلاع از اخبار غیب» را «علم غیب» به مردم توجیه می کنند. این مطالب را پاسخ داده توضیح دهید؟

جواب) امیدوارم اولاً اعتراض کنندگان برای خودشان واژه«اطلاع» و «علم» را تعریف جامع ومانع کنند تاکه واضح شود که میان این هر دوکلمه زمین تا آسمان فرق است در حالی که از زمین تا آسمان اول مسافت پانصد هزار سال است، ولی تا به حال چنین تعریفی ازآنها شنیده نشده که قول آنها پذیرفته شود!!!   در واقع مفهوم «علم» و«اطلاع» مترادف می باشد، زیرا علم به چیزی می گویند در ذهن حاصل شود و نیز از «اطلاع» غیر از این مفهوم چیز خاصی به دست نمی آید.

اینک باید از منبع باید دلیل بگیریم که نه دیوبندی با شد ونه بریلوی، که آیا« مطلع بودن از اخبار غیب» و «علم غیب» باهم فرق دارند ونفی واثبات آنها چگونه است؟

1) در تفسیر معالم التنزیل در زیر آیه« وَمَا هُوَ عَلَی الغَیبِ بِضَنِین» می نویسد: بِضَنِینٍ اَی بِبَخِیلٍ یَقُولُ اَنَّه یَاتِیهِ عِلمُ الغَیبِ  فَلاَ یبخلُ به عَلیکُم»الخ( معالم التنزیل ج4ص 422)  یعنی آنحضرت(ص) به اینکه به شما خبرهای از غیب بگوید بخل نمی کند زیرا نزد او علم غیب  می آید.

درتفسیراین آیه کلمه ی« علم غیب»  برای آنحضرت(ص) بکار رفته. درحالی که مخالفین میگویند اگر احدی این اعتقاد علم غیب برای آنحضرت(ص) داشته باشد کافر ومشرک است اکنون ما به نگرانی سر می بریم  که  این مفسرچگونه از چنگال فتوا آنها خلاصی یابد.

2) بلاتفاوت درتفسیر خازن در زیر همین آیه نیز این عبارت به کار رفته می نویسد: یَقُولُ اَنَّه یَاتِیهِ عِلمُ الغَیبِ  فَلاَ یبخلُ به بَل یُعَلِّمُکُم. کلمه ی خط کشیده را مشاهده کنید اینجا نیز برای آنحضرت(ص) علم غیب استفاده شده. در حق این مفسر چه فتوای صادر خواهد شد؟!

3) در تفسیر آیه (( وعلمنه من لَّدُنَّا علماً))(پاره 15آیه 65)در تفسیر بیضاوی می نویسد: ای مما یختص نباه لاَ یَعلَمُ اِلّاَ بتوفیقنا و هو علم الغیب. یعنی خد اوند می فرماید حضرت خضر را ما علمی آموختیم که با ما خاص بود بدون توفیق ما هیچکس آن را نمی داند و آن علم غیب است (بیضاوی ج 3 ص 510 ) بیروت

4)در تفسیر ابن جریر می نویسد: قال اِنَّکَ لَن تَسطیعَ معیَ صبراً  کانَ رَجُلاً یعلمُ علمَ الغیب قد علم ذلک.  اینجا علم غیب برای حضرت خضر ثابت شده این مفسر بزرگوار اعتقاد علم غیب دارد.(تفسیر طبری ج 15 ص 323)

5) در زیر همین آیه در تفسیر روح البیان می نویسد: هُو علمُ الغیبِ و الاخبار عنها باذنه تعالی کما ذهب الیه ابن عباس.(روح البیان ج 5 ص 321) یعنی علم لدنی که به حضرت خضر داده شده بود همان علم غیب است و از آن غیب اخبار دادن به اذن خدا  بود همان گونه ابن عباس به این باور است. نیز از این گفته صاحب تفسیر روح البیان معلوم شد که علم غیب و اخبار غیب یکی است. الفاظ خط کشیده را بخوبی وبا کمال خون سردی بخوانید. آیا عقیده این مفسرین درباره علم غیب رسول خدا(ص) چه بود وامروز وهابی ها وغیره چه فتواها صادر کرده اند؟

6)در تفسیر آیه ((وعَلَّمَکَ مَا لَم تَکُن تَعلَم))در تفسیر معالم التنزیل می نویسد: من الاحکام و قیل من علم الغیب: یعنی خدا می فر ماید ای پیامبر (ص)ما به تو تعلیم دادیم آنچه که نمی دانستی یعنی از احکام وگفته شده  علم غیب  به آنحضرت(ص) تعلیم داد. اینجا نیز برای آنحضرت(ص) علم غیب به اثبات رسیده و واژه«علم غیب» بکار رفته.

7)در تفسیر مدارک در تفسیر همین آیه می نویسد: و قِیلَ عَلَّمَکَ مِن عِلمِ الغیبِ. ودر ادامه می نویسد : واَطلعکَ عَلی ضَما ئِرِالقلوبِ. نیز این مفسر بر این باوراست که خدا به پیامبرش علم غیب داده و از عبارات این بزرگوار معلوم شد که اطلاع و علم غیب  به اعتبارمعنی با هم نزدیک اند(تفسیر مدارک ج1 ص282)

8)در تفسیر آیه((وَ مَا کَانَ اللهُ لِیُطلِعَکُم عَلَی الغَیبِ)) در تفسیر بیضاوی می نویسد: وَ مَا کانَ اللهُ لِیُوتی اَحدَ کُم عِلمَ الغیبِ فیطلع عَلی مَا فِی القلوبِ مِن کُفرٍ وَ اِیمَانٍ. (بیضاوی ج1 ص308) یعنی خدا به شما احدی را علم غیب نمی دهد که از نهفته مافی ضمیر  مطلع می سازد از کفر وایمان مگر به پیغمبرانش را علم غیب می دهد.

9) در تفسیر خان  زیر همین آیه می نویسد: لکنَ اللهَ یَصطفی یَختَاُر مِن رُسُلِه مَن یَّشآءُ فیطلعه علی بعضِ عِلمِ الغیبِ. یعنی خدا هر که را از پیامبرانش به پسندد او را  بربعض علم غیب اطلاع می دهد .از این عبارت معلوم شد که اطلاع از غیب خود علم غیب است.( تفسیر خازن ج1 ص308)

10) در تفسیر آیه سوره بقره 255 در تفسیر خازن می نویسد: یَعنِی اَن یُطلِعَهُم عَلَیهِ وَهُمُ الاَنبِیاءُ وَالرُّسُلُ وَ لِیکُونَ مَا یطلِعَهُم عَلَیهِ مِن عِلمِ غَیبِه دَلِیلاً عَلَی نُبُوتِهِم. (تفسیرخازن ج1ص190) یعنی به آنهایی که خدا اطلاع میدهد علم غیب او است وآنها انبیا ورسولان هستند تاکه برنبوت آنها دلیلی باشد.

تلک عشرة کاملة

از این عبارات مفسرین واژه«علم غیب» برای آنحضرت(ص) وانبیاء وهمچنین برای حضرت خضر در گزینه چهار به صراحت علم غیب ذکر شده که اینها علم غیب می دانند، درحالی که این مفسرین نه دیوبندی بودند ونه بریلوی بلکه سابقه چند قرن دارند. ولی اعتقاد آنها همان بود که امروز(اهل سنت بریلوی ) دارند.

به نتیجه رسیدیم که مفهوم اطلاع از خبرهای غیب وعلم غیب یکیست نه که همانند زمین وآسمان فرق دارند بلکه دوقالب یک جان است. و باید عرض کرد همانگونه که بر هرکس روشن است «عالم الغیب» بجز خدا نمی توان بر احدی گفت، بریلوی نیز همین اعتقاد دارند. اما می توان گفت که پیامبر(ص) علم غیب می داند زیرا  ما اعتقاد داریم که علم غیب آنحضرت(ص) عطای است و در برابر علم خدا قطره ی است در برابر هفت دریا و نسبت به مردم علم آن حضرت(ص) کلی است.

ودر پایان جویا شوم آنهایی که می گویند هرکه برای آن حضرت(ص) علم غیب قایل شود کافر است. اکنون درباره این مفسرین چه پاسخی دارند آیا این همه نعوذ بالله کافر اند یا بدعتی بودند؟

خیر! چنین چیزی نیست بلکه اینها همان بزرگان هستند که امروز جامعه اسلامی از چشمه آنها آب می خورد. و منتهی با جرات باید گفت همان اعتقادی که این مفسرین دارند امروز اهل سنت وجماعت بریلوی ها دارند. متاسفانه آن اهل سنت وجماعت حقیقی و اصالت سنیت روز به روز کم رنگ کرده می شود وسعی می کنند که اعتقادات حقیقی قدیمی اهل سنت وجماعت را محو کنند و خودشان را زمام داران واقعی اهل سنت جلوه دهند.

این نقشه طراحی شده دشمن می باشد.


برچسب‌ها: اعتقادات وهابيت
[ پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:41 ] [ عبد الحمید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
لینک های مفید


امکانات وب