|
سلفی و وهابی بررسي عقاید سلفي ها و وهابي ها در آیینه اسناد
| ||
|
سیدعبدالرحمن بن محمد بن حسین بن عمر مشهور به علوی حضرمی در کتابش (بغیة المسترشدین )که خلاصه ایست از فتاوای علمای مذاهب اربعه در باب توسل می گوید :
(مسألة: ج): التوسل بالأنبياء والأولياء في حياتهم
وبعد وفاتهم مباح شرعاً، كما وردت به السنة الصحيحة، كحديث آدم عليه
السلام حين عصى، وحديث من اشتكى عينيه، وأحاديث الشفاعة، والذي تلقيناه عن
مشايخنا وهم عن مشايخهم وهلم جرا، أن ذلك جائز ثابت في أقطار البلاد وكفى
بهم أسوة، وهم الناقلون لنا الشريعة، وما عرفنا إلا بتعليمهم لنا، فلو
قدّرنا أن المتقدمين كفروا كما يزعمه هؤلاء الأغبياء لبطلت الشريعة
المحمدية، وقول الشخص المؤمن يا فلان عند وقوعه في شدة داخل في التوسل
بالمدعوّ إلى الله تعالى وصرف النداء إليه مجاز لا حقيقة، والمعنى يا فلان
أتوسل بك إلى ربي أن يقيل عثرتي أو يردّ غائبي مثلاً، فالمسؤول في الحقيقة
هو الله تعالى، وإنما أطلق الاستعانة بالنبي أو الولي مجازاً، والعلاقة
بينهما أن قصد الشخص التوسل بنحو النبي صار كالسبب، وإطلاقه على المسبب
جائز شرعاً وعرفاً وارد في القرآن والسنة، كما هو مقرّر في علم المعاني
والبيان، نعم ينبغي تنبيه العوام على ألفاظ تصدر منهم تدل على القدح في
توحيدهم، فيجب إرشادهم وإعلامهم بأن لا نافع ولا ضارّ إلا الله تعالى، لا
يملك غيره لنفسه ضرّاً ولا نفعاً إلا بإرادة الله تعالى، قال تعالى لنبيه
عليه الصلاة والسلام: {قل إني لا أملك لكم ضرّاً ولا رشداً} اهـ. قلت: وقال
بعض المحققين: ولا يظهر لي أن حكمة توسل عمر بالعباس رضي الله عنهما دون
النبي هي مشروعية جواز التوسل بغيره عليه السلام، وذلك لأن التوسل به أمر
معلوم محقق عندهم، فلو توسل بالنبي عليه السلام لأخذ منه عدم جواز التوسل
بغيره لله تعالى. وعبارة ك: وأما التوسل بالأنبياء والصالحين فهو أمر محبوب
ثابت في الأحاديث الصحيحة وقد أطبقوا على طلبه، بل ثبت التوسل بالأعمال
الصالحة وهي أعراض فبالذوات أولى، أما جعل الوسائط بين العبد وبين ربه، فإن
كان يدعوهم كما يدعو الله تعالى في الأمور ويعتقد تأثيرهم في شيء من دون
الله فهو كفر، وإن كان مراده التوسل بهم إلى الله تعالى في قضاء مهماته مع
اعتقاده أن الله هو النافع الضارّ المؤثر في الأمور فالظاهر عدم كفره وإن
كان فعله قبيحاً. ترجمه : توسل به اهل فضل و ردی بر اهل بدعت و حکم خوارق عادات توسل
به انبیاء و اولیاء در زمان حیاتشان و بعد از وفاتشان شرعاً صحیح و مباح
است ، همانطور که در احادیث صحیح وارد شده است ، چون حدیث آدم علیه السلام
آنگاه که عصیان کرد و حدیث کسی که( صحابی ای که) از (نابینایی) چشمانش به
پیامبر شکایت کرد و احادیث شفاعت و همچنین آنگونه که از بزرگان و استادان
ما به ما رسیده و آنها از استادانشان و به همین طریق تا صحابه که توسل جایز
و در همه بلاد اسلامی ثابت شده است و کافی است که ما به آنها(استادان و
بزرگان دینمان)اقتدا کنیم چرا که آنان ناقل شریعت برای ما هستند و ما دین
را جز با تعلیم آنان و از آنان فرا نگرفته ایم پس اگر پیشینیان با اینکار
کافر شده اند «آنطور که این نادانان می پندارند» در واقع شریعت محمدی باطل
می شود. و اگر شخص مسلمانی در هنگام سختی و گرفتاری بگوید یا فلان( مثلا یا رسول الله ، یا...)همان توسل است به شخص خوانده شده به سوی خدای تعالی و کلمه ندا(به پیامبر یا هر نبی یا ولی خدایی) مجازی است نه حقیقی، و معنی آن بدینگونه است که ای فلان من به تو متوسل می شوم بسوی پروردگارم که (مثلا)مشکلم را رفع کنی یا گم شده ام را باز گردانی، در اینجا درخواست شده در حقیقت همان خداوند است و طلب کمک از پیامبر یا ولی خدا مجازیست و ارتباط بین مجاز و حقیقت در این است که هدف شخص از توسل به پیامبر برای سبب است و اطلاق سبب بر مسبب(پیامبر یا ولی) شرعا و عرفا جایز و در قرآن و سنت وارد شده است.همانطور که سبب و مسبب در علم معانی و بیان تعریف و تقریر گشته است . البته لازم است که به عوام و توده مردم متذکر شد که الفاظی که به کار می برند در توحیدشان ضرر و زیان وارد می کند پس واجب است راهنمایی شان و تعلیمشان به اینکه نفع رساننده و ضرر رساننده کسی نیست جز الله تعالی و هیچ کس صاحب ضرر و خیر و نفعی برای حتی خودش هم نیست الا به اراده الله. الله تعالی به پیامبرش می فرماید « قُل إِنِّی لا أَملِکُ لَکُم ضرّاً و لارَشَداً» (ای محمد بگو من صاحب هیچ ضرر و یا هدایت و نیکی برای شما نیستم). بعضی از محققین گفته اند : حکم اینکه عمر به پیامبر توسل نکرد و به عباس عمویش متوسل شد برای ما روشن نیست،می گویم: این توسل عمر به عباس مشروعیت جواز توسل به غیر پیامبر علیه السلام است چرا که توسل به پیامبر (چه در زمان حیات و چه بعد از وفات) نزد اصحاب مشخص و روشن و آشکار بوده است پس اگر فقط به پیامبر توسل می کردند یعنی توسل به غیر پیامبر جایز نبود. و اما توسل به أنبیاء و انسان های صالح امری محبوب و زیبا و ثابت شده در احادیث صحیح می باشد و بر طلب توسل موافقت و مطابقت کرده اند ، بلکه توسل به اعمال صالح نیز ثابت شده است پس توسل به صاحب اعمال صالحه به طریق اولی جایز است. اما قرار دادن واسطه بین بنده و پروردگار : اگر واسطه را بخوانند همانگونه که الله را می خوانند و معتقد به تاثیر واسطه در کارها به تنهایی و غیر از خدای تعالی باشند این کفر است و اگر مراد به توسل و واسطه بسوی الله در انجام کارها و مهمات امور با این اعتقاد که نافع و ضرر رساننده و موثر در کارها همان الله تعالی است پس عدم کفرش مشخص و روشن است هرچند که کار پسندیده یی نیست. ![]() ![]() ![]()
برچسبها: اهل سنت در مقابل وهابیت, تفاوت اهل سنت با وهابیت [ چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 11:55 ] [ عبد الحمید ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||